شب نتهایی خوب
شب نتهایی خوب
گوش کن ، دور نرین مرغ جهان می خواند .
شب سلیس است ، و یک دست ، و باز .
شمعدانی ها
و صدا دارترین شاخه ی فصل ، ماه را می شنود .
پلکان جلوی ساختمان ،
در فانوس به دست
و در اسراف نسیم ،
گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدم های تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلک ها را بتکان ، کفش به پا کن ، وبیا
و بیا تا جایی ، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را ، مثل یک قطعه ی آواز به خود
جذب کنند .
پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت :
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشـــــق
تو راست .
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 0:38  توسط مـــــهدی
|
