نمی دانم چرا رفتی ..... ؟
نمی دانم چرا رفتی ........؟
نمی دانم چرا شاید خطا کردم .......
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا تا کی برای چه ؟
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد .................. برگرد
و ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 0:21  توسط مـــــهدی
|
